« دوشنبه, 3 اردیبهشت 1397 »
 
آمار سایت
 » شروع سایت: فروردین 1385
 » خبر ثبت شده: 107 مورد
 » مقاله ثبت شده: 67 مورد
 » در حال بازدید: 2 نفر
 » بیشترین بازدید همزمان: 32 نفر
 » بازدید امروز: 79 نفر
 » بازدید دیروز: 647 نفر
 » کل بازدید: 1,088,229 نفر
 » میانگین: 293 نفر

 

در ادامه کلاس نگاهی به نهج البلاغه - چهارم بهمن 1395

 

شرح خطبه 206 نهج البلاغه

این خطبه شریف را غیر از سیّد رضی ( در گذشته 1015 هـ) در نهج البلاغه، نصر بن مزاحم (درگذشته 110 هـ) در کتاب «وقعه صفّین» و همچنین ابوحنیفه دینودی (درگذشته 290 هـ) در کتاب «الاخبار الطول» نقل کرده اند، مرحوم علامه امینی (ره) سخنان حضرت را تحت عنوان ادب امیرالمؤمنین و ادب شیعه و ادب امینی در آغاز جلد هشتم کتاب گرانسنگ الغدیر آورده اند.  

یکی از درخشان ترین نمونه های کلام معصوم(ع) این سخن مولاست که در هنگامه نبرد صفین خطاب به دو تن از یاران نزدیک و مورد علاقه اش فرموده است. خبر رسیده بود که حجر بن عدی و عمر بن حمق در حضور جمعی به مردم شام ناسزا گفته اند؛ آنها را طلبید. در حضور حضرت عرض کردند: یا علی(ع) مگر ما بر حق نیستیم؟ فرمود: بلی.

- مگر آنها باطل نیستند؟ فرمود: هستند. گفتند: پس چرا ما را از ناسزی به آنها منع می فرمایید؟

این بود که علی (ع) بر فراز قله سخن ایستاد و امواج متلاطم دریای علم و معرفت در عرصه تربیت و انسان سازی و حفظ کرامت انسانی به خروش افتاد و فرمود:

إِنِّی أَکْرَهُ لَکُمْ أَنْ تَکُونُوا سَبَّابِینَ... من خوش ندارم که شما ناسزاگو و دشنام دهنده باشید. سَبّ به معنای دشنام همراه با تحقیر و ذلت کسی است، مانند اینکه گفته شود بی شعور، نا پاک، رذل و امثال اینها. و این در تعالیم اسلام و قرآن نهی شده است.

در سوره مبارکه انعام /10 می فرماید: وَلَا تَسُبُّوا الَّذِینَ یَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ فَیَسُبُّوا اللَّهَ عَدْوًا بِغَیْرِ عِلْمٍ: به خدایانشان، معبودهایشان دشنام ندهید، چون نتیجه این می شود که انها هم از روی جهل و نادانی به خداوند دشنام می دهند.

بطو کلی درگیری های لفطی و مبادله ناسزا به همدیگر نتیجه ای جز افروختن اتش کینه و عصبانیت ندارد. روشن است که معاویه یکی از دشمنان سرسخت اسلام و امیر المؤمنین (ع) است. اسلام او و پدرش 21 سال بعد از بعثت پیامبر (ص) و آن هم بعد از فتح مکه بود که چاره جز پیوستن به اسلام را نداشتند و امروز در برابر مسلمان آتش جنگ افروخته و برادرکشی براه انداخته است. اما امیرالمؤمنی که نماد اسلام علوی است و برای نجات انسان آمده است، مربی انسان است و برای انتقام جویی و گسترش اقلیم و متصرّفات به صفین نیامده است. او برای احیای ارزش های اسلامی و انسانی تلاش می کند و بر همین اساس یارانش را از برخورد انتقام جویانه و ناسزاگویی باز می دارد و می فرماید: وَ لَکِنَّکُمْ لَوْ وَصَفْتُمْ أَعْمَالَهُمْ وَ ذَکَرْتُمْ حَالَهُمْ کَانَ أَصْوَبَ فِی اَلْقَوْلِ وَ أَبْلَغَ فِی اَلْعُذْرِ: اگر اعمال بد و زشت و ننگین آنان را توصف کنید (کلی گویی نکنید) احوال آنان بیان کنید و در گزارش کافی و نصر بن مزاحم آمده است که و لکن لو وصفتم مَساوی أعمالهم، فقلتم: من سیرتهم کذا و کذا: یعنی زشتی های اعمالشان را بیان کنید بلکه با جزییات (آمار بدهید) کذا و کذا. بگویید چنین و چنان کردند، زیرا این روش در اثبات بطلان جبهه مقابل به صواب نزدیک تر است و در اتمام حجت رساتر. چون دشنام، دشمن را عصبانی و آتش جنگ را افروخته می سازد. یکی از اندرزهای قرآن اینست که می فرماید: وَیَدْرَءُونَ بِالْحَسَنَةِ السَّیِّئَةَ (رعد/22) : بدی را با نیکی پاسخ دهید، یا إدْفَعْ بِالَّتی هِیَ أَحْسَنُ: بدی را بهترین شیوه دفع کنید.

بعد می فرماید: وَ قُلْتُمْ مَکَانَ سَبِّکُمْ إِیَّاهُمْ اَللَّهُمَّ اِحْقِنْ دِمَاءَنَا وَ دِمَاءَهُمْ: خدایا خون ما و خون آنها را حفظ کن (یعنی جنگی در نگیرد و اینها عاقل شوند و برگردند.)

وَ أَصْلِحْ ذَاتَ بَیْنِنَا وَ بَیْنِهِمْ: میان ما و ایشان سازش برقرار کن.

وَ اِهْدِهِمْ مِنْ ضَلاَلَتِهِمْ: و آنان را از گمراهی ( به راه راست) هدایت کن. در اینجا حضرت امیر(ع) در حقشان دعا می کنند. گمراهی و جهل آنان به سبب ایستادگی در مقابل امام زمان خود بود.

حَتَّى یَعْرِفَ اَلْحَقَّ مَنْ جَهِلَهُ: تا کسانی که جاهلند، حق را بشناسند.

در جنگ نهروان، 12 هزار نفر از خوارج بودند که 8 هزار نفر از آنها با سخنرانی حضرت امیر برگشتند و توبه کردند و حضرت فرمودند: از این 4 هزار نفر باقیمانده، ده نفر زنده می مانند و از شما هم ده نفر بیشتر کشته نمی شوند و جنگ خاتمه می یابد. از این ده نفر که زنده مانده اند هر کدام به منطقه ای می روند، یکی به مصر، یکی به یمن و.... که خوارجی که هم اکنون هستند باقیمانده همان خوارج آن روز و ادامه نسل آنها هستند که در اکناف عالم پراکنده می باشند.

وَ یَرْعَوِیَ عَنِ اَلْغَیِّ وَ اَلْعُدْوَانِ مَنْ لَهِجَ بِهِ: و آنان که با حق می ستیزند پشیمان شده و بازگردند. اینجا منظور گروهی هستند که حق را می شناسند و در مقابل حضرت امیر(ع) ایستادند. یعنی در حق این گروه نیز دعا کنید تا شاید با خود بگویند ما با علی بد هستیم ولی چرا با او بجنگیم؟ جنگ که قصه ای را حل نمی کند مانند عمروعاص و معاویه که امیدی به هدایتشان نیست و لجوج هستند شاید از جنگ کردن منصرف شوند و برگردند.

که حضرت علی(ع) فرمودند: کانَ هذا أحَبُّ إلَیّ: من این را دوست تر می دارم. وَ خَیراً لَکُم: و این برای شما بهتر است.

در سوره رعد نیز داریم: وَیَدْرَءُونَ بِالْحَسَنَةِ السَّیِّئَةَ: همیشه با کار نیک، بدی را پاسخ دهید بدین صورت رفتار کردن است که تحول صورت می گیرد که برای همین تحول در سوره فصلت گفته شده: وَ لا تَسْتَوِی الْحَسَنَةُ وَ لاَ السَّیِّئَةُ ادْفَعْ بِالَّتی هِیَ أَحْسَنُ: بدی و خوبی با هم برابر نیستند و همیشه بدی را بهترین شیوه یعنی خوبی کرده ، از بین ببرید و دفع کنید.

فَإِذَا الَّذی بَیْنَکَ وَ بَیْنَهُ عَداوَةٌ کَأَنَّهُ وَلِیٌّ حَمیمٌ: این دشمنی خونی که بین شما و او بوده (اگر شما پاسخ خوبی را بدهید) فکر می کنید که دوست های صمیمی هستید. یعنی آنقدر حلاوت دوستی میان شما ایجاد می شود که یکدفعه همه کینه ها را از بین می برد.

البته پاسخ بدی را با خوبی دادن، کار انسان های بزرگ است و انسان هایی که به لحاظ نفس و روح حقیرند نمی توانند این کار را انجام دهند. این آیه یکی از راهبردهای قرآن است که انسان را به اخلاق سوق می دهد.

منبع خبر:

دیدگاه کاربران
جستجو   


 
هر کجا عدل روی بنموده است  نعمت اندر جهان بیفزوده است
«سنائی» 
 


Design: DibaGroup
Powered by DCMS 3.2