« دوشنبه, 15 شهریور 1389 »
 




آمار سایت
 » شروع سایت: فروردین 1385
 » خبر ثبت شده: 57 مورد
 » مقاله ثبت شده: 27 مورد
 » در حال بازدید: 6 نفر
 » بیشترین بازدید همزمان: 60 نفر
 » بازدید امروز: 99 مرتبه
 » بازدید دیروز: 133 مرتبه
 » کل بازدید: 95836 مرتبه
 » میانگین: 99 بازدید در روز



نهمین نشست 87

نقش میراث های ادبی ایران در پاسخگویی به نیاز انسان امروز
سخنران: دکتر حسینعلی قبادی

چرا ادبيات فارسي جهان شمول شده؟ در پاسخ باید گفت:دکتر قبادی
اولاً: بر اساس همان اطلاع كمي كه ما از ادبيات ايراني قبل از اسلام داريم، این ادبیات، غني، پربار و پر شاخ و برگ بوده است. مدارك متقني وجود دارد كه حتي در آتن، قبل از افلاطون و ارسطو، بخش‌هايي از اوستا خوانده مي‌شده و از ادبيات ايراني سخن مي‌رفته است. حكمت خسرواني- ايراني به آنجا رفته بوده است و بعدها كه اسكندر به ايران حمله مي‌كند، مغلوب فرهنگ ايراني مي‌شود. در دوران حكومت سلوكيان وضعيت روشن‌تر است، ميراث‌هاي ما را يونانيان بردند و خيلي هم متحول شدند.
ثانياً: ادبيات فارسي دري در خاستگاه و زادگاهش قبل از اينكه شكل بگيرد، حاصل مهاجرت‌هاي فراواني در ايران بزرگ است. یعنی زباني تلفيقی است که از ناحيه‌ی جنوبي ايران مهاجرت كرده، در خراسان و ماوراء النهر ساكن شده است. در زمان صفاريان هم زبان رسمي، دولتي و ديواني گشته است. يعني اين زبان به شدت، زبان فرهنگي بوده و تمام خرده‌ فرهنگ‌هاي ايراني را جمع و با خودش حمل كرده است. اين است كه با يك شعر رودكي:
 بوي جوي موليان آيد همي / ياد يار مهربان آيد همي  ریگ آموی و درشتی‌هاي او / زير پايم پرنيان آيد همي
 امير ساماني رضايت مي‌دهد كه حداقل دو تا پايتخت داشته باشد. یکی زمستاني و دیگری تابستاني. تا اينجا را از پايتختي نيندازد. اين خاصيت زبان منحصر به فردي است كه همراه خودش كوهي از فرهنگ را حمل مي‌كند.
آری زبان حافظ عالي است، موسيقي آن عالي است، هنرش در اوج است ولي اين زبان، همين گونه كه در اين غزل دیده می‌شود، بر پايه‌هايي از فرهنگ، معارف و آموزه‌هاي معنوي سوار و استوار شده است. اگر اينها را بگيرند حتي  زيبايي زبان حافظ هم نمي‌تواند، آن را جهان‌شمول کند. زیرا سبك و معنا با هم بي‌ارتباط نيستند. سبك عالي بدون معناي عالي امكان ندارد. پيشينه‌ی ميان فرهنگي ايران قبل از اسلام و رفت و آمدهاي فراواني كه به دليل موقعيت ژئوپلیتيكي ممتاز در ايران انجام مي‌شده هم براي ما نعمت بوده است.
پس اساساً فارسي دري از جهت تكوّن و تكوين خودش هم حرکتی فرهنگي بوده که در دوران بعد، اين زبان از ناحيه شرق ايران مهاجرت مي‌كند و در ناحيه مركزي تا ناحيه غربي ايران گسترش می یابد. با اينكه بعضي از شاعران مهاجر با گويش تركي از ناحيه آسياي ميانه به ناحيه غرب ايران ـ آذربايجان كنوني ـ آمده بودند، آنان هم به فارسي شعر گفته‌اند.
امثال نظامي، خاقاني، صائب تبريزي و ديگران. اين نشان مي‌دهد كه زبان فارسي چه قدر مزيت داشته است كه اکنون بعضي از آن سوء استفاده کرده و مي‌گويند ترک زبانان باید مستقل باشند. حرف مجهول و بي اساس از همين جا معلوم مي‌شود. اين آذري‌ها از همه‌ي ما ايراني‌تر هستند. اصلاً آذر از واژه‌های قبل از اسلام است و اينها از جمله ايراني‌ترين اقشار در این سرزمین هستند و گرنه با زبان تركي بايد زردپوست مي‌بودند و شكلشان يك شكل ديگر مي‌شد.جمعیت تالار
به هر رو در طول حيات زبان فارسي و تحول و تطورش باز هميشه اين زبان ميان فرهنگي باقي مي‌ماند. زباني با پشتوانه‌ی مردم ایران و دين اسلام، كه خوشبختانه آمد و زبان فارسی را از لحاظ معنوي كاملاً غنا بخشيد. البته برخی از مستشرقان فرضيه‌ای غلط طرح کرده و گفته‌اند: عرفان و معنویت در ادبيات فارسي معلول و محصول ترس و وحشت از مغول بوده، که اين یک اشتباه محض است.
زیرا از دو قرن قبل از حمله مغول، ما ادبيات عرفاني داريم. غنای معنوی ادبیات فارسی نتيجه طبيعي تحول و تطور و غني‌تر شدن فرهنگ و ادبيات زبان ما بوده است. حتي پیش از فردوسي هم آن قدر معارف اسلامي در حوزه‌ي خراسان آمده بوده كه شما می‌بينيد چقدر فردوسي متأثر از قرآن و حديث است. قبل از فردوسي هم چنین شاعراني داشتيم. به همين دليل، ادبيات فارسی تقريباً ادبيات ممتازي شده و ظرفيت جهان شمولي پيدا كرده است.


 
جستجو   


Design: DibaGroup; Powered by DCMS 2.3.3